لردگان Lordegan
توضیحاتی راجع به لردگان Some things about Lordegan
هفته دوم بهمن 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
لینک های روزانه
جستجو گر
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
( )
( )
زبان و لهجه لردگان ( )
زبان و لهجه لردگان بسيار شنيده ام که بهم گفته اند چه لهجه شيريني داري!! خيلي از لهجه ام تعريف کرده اند و هميشه هم بهم گفته اند لهجه ات با نوعي صداقت همراه است!! من اهل لردگانم!! لهجه ام همان لهجه بختياري است ، با اندکي تفاوت نسبت به ساير سرزمينهاي بختياري که تمييز دادنش خيلي هم آسان نيست! اين گويش ريشه اي بس طولاني دارد .حتي شايد به جرات گفت طويل تر از زبان فارسي امروزي!!، بله، زبان فارسي ، همين زبان فارسي که اگر کلمات بيگانه (!) منظورم انگيسي و عربي و ترکي را از آن بگيريم دگر چيزي بر جا نخواهد ماند . زبان ما به اندکي غلظت برخواسته از زبان فارسي دري است و چون سرزمين بختياري هماره با دليرمردي مردان همچو شيرش پاسباني می شد، زبان ما نيز کمتر دستخوش تغييرات بوده است و از ورود کلمات عربي و ترکي در امان بوده است. راولينسون در سفرنامه خود مينويسد:" تاکنون اين گويشهاي رايج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پهلوي ميدانستند ولي به نظر ميرسد زبان لري از فارس باستان مشتق شده است که همزمان با زبان پهلوي به صورت جداگانه با آن تکلم ميشده است". گويش ما داراي اسلوب علمي نيست که بتوان دستور زبان فارسي را بر آن تحميل کرد، اما اگر بخواهيم بر اساس نگارش زبان فارسي و بر اساس اين زبان دستورالعملهايي پيدا کنيم مي توان گفت: حرف (خ) در پاره اي موارد به (ه) تبديل مي شود که گاه بسيار خفيف و تلفظ نمي شود مانند (دختر) که (دُدَر) تلفظ مي شود. در بعضي جاها حرف (آ) به (اُ) و بر عکس تبديل مي شوند. و گهگاهي هم حرف (و) به ( ُ) تبديل مي گردد. نشانه هاي جمع در زبان ما بيشتر (يل) و (ون) مي باشد مانند پيا (مرد) ----------- پيايل (مردان) گپ (بزرگ)--------- گپون (بزرگان) و اما ضمائر در زبان ما به شکل زير است:
مو (mo) من تو (to) تو هو (ho) او ايما (ima) ما ايسا (isa) شما هونو (hono) ايشان ضمائرمفعولي جدا به مو (be-mo) بمن به تو (be-to) بتو بهو (b –ho) باو به ايما (be-ima) بما به ايسا (be-isa) بشما به هونو (be-hono) بايشان ضمائر فاعلي پيوسته مونه (mone) مرا تونه (toneh) تورا هونه (hone) اورا ايمانه (imane) مارا ايسانه (isaneh) شمارا هونونه (honone) ايشانرا صرف فعل رفتن در زمانهاي مختلف ماضي مطلق رهدم (rahdom) رفتم رهدي (rahdi) رفتي رهد (rahd) رهد رهديم (rahdim) رفتيم رهدين (ahdin) رفتيد رهدن (rahden) رفتند ماضي نقلي رهدمه رفته ام رهديه (Radihe) رفته اي رهده (rade) رفته است رهديمه (rahdime) رفته ايم رهدينه (Rahdine) رفته ايد رهدنه (rahdene) رفته اند ماضي بعيد رهده بيدم (rahdebidom) رفته بودم رهده بيدي (rahde bidi) رفته بودي رهده بيد رفته بود رهده بيديم (rahde bidim) رفته بوديم رهده بيدين رفته بوديد رهده بيدن رفته بودند
ضمائر فاعلي جدا
(Rahde biden)
(Rahde biden)
